محمد تقي جعفري

124

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تفسير عمومى خطبهء ششم 1 ، 2 ، 3 ، 4 - و اللَّه لا اكون كالضّبع تنام على طول اللدّم حتّى يصل اليها طالبها و يختلها راصدها ( سوگند به خدا ، من مانند كفتار نخواهم بود كه در طول هشدارها بخوابد ، تا جوينده اش پيدايش كند و صيادش او را بفريبد و بدامش اندازد ) ( 1 ) . شگفتا عوامل هشدارىهاى آگاهىافزا ، وسيله هائى براى تخدير يك بار ديگر با دقت كامل در طبيعت انعطاف پذير بشرى بينديشيم ، انعطاف اين طبيعت شگفت انگيز تا سر حد تناقض كشيده مىشود : اسكنجبين صفرايش را مىافزايد ، روغن بادام شكمش را قبض مىكند از 2 2 عدد 1 را حاصل مىدارد روشنايىها را مزاحم بينايىاش مىانگارد عوامل هشدار دهنده را وسايل تخدير تلقى مىكند بىبند و بارى و رهايى از هر گونه حق و قانون را آزادى انسانى مىنامد و آزادى انسانى را زنجير گرانبار مىپندارد وقيحترين و نابودكننده ترين انعطافهاى طبيعت بشرى ، موقعى بروز مىكند كه عوامل هشدارىهاى آگاهىافزا وسيله هايى براى تخدير او مىگردد طبيعت هستى با تحولات گوناگونى كه دارد ، هشدارهايى براى همهء آگاهان مىدهد كه حيات خود را با آن تحولات تنظيم كنند ، ولى آشكارا مىبينيم كه همين تحولات چونان گهوارهء نرمى كه كودك نوزاد را با حركتش در خواب فرو مىبرد ، انسانهاى فراوانى را تخدير نموده ، آنان را به هذيان گويى وادار مىسازد . طبيعت

--> ( 1 ) مىگويند : شكارچى براى گرفتن كفتار به آشيانهء آن حيوان نزديك مىشود و چند بار سنگ يا عصايى را آهسته به زمين مىزند و مىگويد : اطرقى امّ طرّيق خامرى امّ عامر ( اى ام طريق سرت را پايين بيانداز و اى ام عامر در آشيانه ات پنهان شو ) .